تبلیغات
Arshia.H - x man

Arshia.H

سرگرمی به شرط یادگیری

چهارشنبه 6 دی 1391

x man

نویسنده: ارشیا   



توی شهر آتلانتیس یک قهرمان وجود داشت که اسم آن قهرمان x man بود, بدترین دشمن x man , proto man نام داشت . یک روز proto man

دستگاه عزیمی ساخت تا که بتواند شهر بزرگ آتلانتیس را نابود کند .یک روز

او با رباط بزرگش به آتلانتیس حمله کرد , x man خواست جلوی آن رباط را

با قدرت مغناتیسی اش آن رباط را نابود کند اما دید قدرت مغناتیسی اش آن رباط

را جذب نمی کند . رباط , بزرگ ترین چنگکش را به طرف x man پرتاب کرد

و او را با اشعه اش زد. او خواست تا آن رباط غول پیکر را غافل گیراما رباط

با امواج برقی اش که به هر کسی می خورد آن فرد را برق می گرفت و نابود

می کرد x man را شوط کرد و ساختمان ها را نا بود کرد . آن رباط که دید

نمی تواند همین جوری ادامه بدهد , رباط های تقلید گرش را برای نابود کردن

او فرستاد. او هر حرکتی بر روی آن رباط ها می کرد آن ها همان حرکت را بر علیه خودش تکرار می کنند پس تنها کاری که نمی توانند انجام بدهند این است

که با سرعت بدوند. X man از سرعت فوق العاده ی خود استفاده کرد و آن ها

قال کذاشت ولی دید که آن ها دارند از موتور جت خود استفاده می کنند و دقیقا پشت سر او هستند . او از در مخفیگاهش به داخل رفت واز زیرموتور جت

تورنادواش چسبید و از آن جا پرواز کرد و به طرف رباط بزرگ رفت , اما

رباط های تقلید گر مانع کارش شدند.

 

ادامه دارد....

نویسنده:ارشیا حسینی                                                                                نویسنده ی داستان خیالی: ارشیا حسینی

نظرات() 
دایی غلامرضا
یکشنبه 10 دی 1391 01:09 ب.ظ
wow, what an interesting story
عمو بهزاد
پنجشنبه 7 دی 1391 12:31 ق.ظ
ای ولتو
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

نویسندگان

ابزار پرش به بالا

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :